چهارشنبه 6 تیر ماه سال 1386
آرزو
آه؛ای تیر؛ ای تیردلدوز! باز درزخم جانم نشستی
آه؛ای خار؛خارجانسوز! باز در دیدگانم شکستی
وای؛ای گرگ؛ای گرگ وحشی!
چنگ و دندان به جانم شکستی
آتش؛ای آتش؛ ای شعله ی مرگ!
سوختی؛سوختی پیکرم را
مشت خاکستری ماند ازمن سوختی بازخاکسترم را!
از توانسوز؛درد روانکاه! رفت جانم؛ز جانم چه خواهی؟
ناله ام مرد درناتوانی ازتن ناتوانم چه خواهی؟
غیرت و رشک او آتشم زد جان پرمهر من کینه جو شد
آرزویش به دل مرد زین پس مرگ او دردلم آرزو شد!
دیده ی دیده بردیگرانش سردوخاموش و بی نور خوشتر
لعل خندیده بردشمنانش بسته در تنگی ی گور؛ خوشتر



