زندگی

زندگی ؛ شاید عشق باشد اوج گرفتن و فرود آمدن شاید هم تجربه ای باشد از بودن و روییدن در شاخسارهای درخت سبز گریستن .

زندگی ؛ گاهی اسب سفید غرور است  با حس قشنگ آمدن یا قشنگ تر از آن ؛ دویدن زمستان است به دنبال بهار و ایستادن روبری تند بادهها.

زندگی ؛ آزاد شدن قناری از قفس است و نشستن در کنار دریای صحبت با دوست .

نظرات 2 + ارسال نظر
غریبه سه‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 09:01 ق.ظ http://www.gharibeyemontazer.blogfa.com

زندگی حس غریبی‌ست که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری‌ست که در خواب پلی می پیچد
زندگی حس غریبی ست ...............
تا شقایق هست زندگی باید کرد

مینا سه‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 01:06 ب.ظ http://mina123.blogsky.com

سلام آرزو جان
خوبی؟
ببیخشید من چن وقته نتونستم بیام و بهت سر بزنم یعنی راستش حتی وقت نکردم بیام نت ...سعی میکنم در اولین فرصت آپ کنم ...
زندگی غبطه خوردن به گذشته ... بودن در حال و پرواز در آسمان بی کران آرزو و ریا برای آینده است ... ولی هرچی هست هر جور صداش کنی و نگاش کنی همنطور بهت نگاه میکنه ...
شاد باش و از لحظه لحظه ئ زندگیت لذت ببر...
در پناه حق باشی.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد